تبليغاتX
ایستگاه اخر JavaScript Codes

ایستگاه اخر

پشت دریا ها هیچی نیست ...

که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم


که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم

که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را زير پا گذاشته است رد کنيم

که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه در يکي از آنها به ما خيانت شده است...

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:16 توسط REZA |


اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده است
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد
خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند
 اين شخص در حين خراب کردن ديوار دربين ان
 مارمولکي را ديد که  ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد ش
وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ
ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!
چه اتفاقي افتاده؟
مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده
در يک قسمت تاريک بدون حرکت
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد
تو اين مدت چکار مي کرده؟
چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه
مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد
مرد شديدا منقلب شد ده سال مراقبت
چه عشقي !
 چه عشق قشنگي!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشق به اين بزرگي داشته باشد
 پس تصور کنيد ما تا چه حدي مي توانيم عاشق شويم
 اگر سعي کنيم ...

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 21:41 توسط REZA |


در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد


مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد

و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت                      


        مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم...

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 18:59 توسط REZA |


+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 18:55 توسط REZA |


                      خسته از نوشتن و خط زدن و دوباره باز نوشتنم


آنچه می باید گفت


    چشم من شاید گفت


  یا همین دست که هنگام نوشتن لرزید


کاشکی چشم تو می دید

 
در برم باش که آسوده بگویم سخنم


   یا در آغوش بگیرم که نلرزد دل و دست


   آه ، چه خیالی می رفت  .... 

 
کاش بودی و منم


  به تو آسوده ز دل می گفتم


    یا تو در چشم ترم


 همه اسرار مرا می خواندی


           کاشکی می ماندی

 
چشم من بارانی ست


       در دلم توفانی ست


          در نبود تو چه سخت


               بغض من پنهانی ست    


کاش حرفهای دلم


          در مجال نامه بود


                 یا می شد از دلم


شعر تلخی را سرود


من بدون تو هنوز


         در سکوتی مبهمم


من بدون تو اسیر زندان غمم


منم آن گوشه نشین شب یلدای فراغ


کاش می شنیدی از من


          غم شب های فراغ

      کاش...

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 18:15 توسط REZA |


لحظه نبودن نيستن ها ، اگر منت مي نهي بر كلام من ، با حترام سلامت مي گويم

 و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هديه مي دهم قابل ناز چشمانت را ندارد

ديرروز يادگاري هايت همدم من شدند و به حرفهاي نگفته من گوش دادند

 و برايم دلسوزي كردند البته به روش خودشان كه همان سكوت تكراري بود و

يادآوري خاطرات با تو بودن

دست نوشته ات را مي بوسيدم و گريه مي كردم زيبا ، به بزرگي مهرباني ات ببخش

 كه اشكهايم دست خطت را بوسيدند باز هم ستاره به ستاره جستجويت كردم

ولي نيافتمت

مهتاب كهكشان نيافتني من ، آنقدر بي تاب ديدنت شده ام كه دلتنگي ام را به قاصدك سپردم

 و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوي تو فرستادم

روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را نديدند قاصدك هم برنگشت

 شايد او هم شيفته نگاه مهربانت شده باشد،

اشكالي ندارد تو عزيزي ، اگه يه قاصدك هم از من قبول كني ، خودش دنيايي است

كاش ياسهايي كه برايت پرپر شدند و به سويت آمدند، دوست داشتنم را برايت آواز

كنندكاش باران بعد از ظهرهايت، تو را به ياد اشكهاي من بيندازد.

نازنين ، هر پرنده سفر كرده اي از تو مي خواند و هر غنچه اي كه مي شكفد،

 نام تو را بر زبان مي آورد نيم نگاهي به روزهاي تنهايي ام كن و

 لحظه هاي زرد و بي صداي مرا تو آبي و ترانه باران كن

بگذار باز هم قاصدك ترانه هاي من در هواي دلتنگي تو پرواز كند

 همين حوالي بي قراري ها باز هم گلهاي بي تابي شكفته

 زيبا ، امشب ، شام غريبان عاشقانه من و تو است به

يادت مثل شمع مي سوزم و ذره ذره وجودم آب مي شود

تو هم به ياد بي تابي هايم شمعي روشن كن و بگذار مثل من بسوزد

مهرباني باران ، يادم كن در هر شبي كه بي ستاره شد...

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 23:40 توسط REZA |


تنها

سلام ای غروب غریبانه دل

 سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شب های روشن

خداحافظ ای قصه عاشقونه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را می سپارم به دل های خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد دلم

به دل می سپارم تو را تا نمیرد دلم

اگر چشمه واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد..

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نو بهار همیشه

خداحافظ...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 14:3 توسط REZA |


 

دستش را باز کرد و به طرف آسمان گرفت

 تا شاید قطره ای باران رادر مشت بگیرد اما نه

ابری بود و نه بارانی اخمی کرد وگفت:

باید از این جا بروم باید به جایی بروم که سرزمین باران باشد.

سرش را پایین انداخت قطره اشکی بر دستش چکید......

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 1:9 توسط REZA |


باز پاييز است

باز اين دل از غمي ديرينه لبريز است

باز مي لرزد بر خود سرشاخه هاي بيد سرگردان

باز مي ريزد فرو بر چهره ام باران

باز رنجورم,خداوندا پريشانم

بازپاييز است...

باز اين دنيا غم انگيز است

باز پاييز است و هنگام جدايي ها

باز پاييز است و مرگ اشنايي ها

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 19:30 توسط REZA |


 نبضم تپشش را با درد تنظيم کرده

و لبهايم به بهانه ها ي ساده هم ميخندد

طرف کدام را بگيرم تا ديگري از من نگريزد

بر دردهايم بخندم

يا بر بهانه هايم گريه کنم؟

چه تشابه جالبيست ميان خنده و گريه هايم

هر دو ساختگي اند
...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 13:45 توسط REZA |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد

که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه


.. ستاره دنباله دار ..
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اسفند 1387

آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آبان 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin